آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

سرماخوردگی یا مسمومیت

1391/12/22 12:51
نویسنده : مامانی
692 بازدید
اشتراک گذاری

شنبه ظهر خاله لیلا با من تماس گرفت که آیلا از صبح چند بار استفراغ کردهسبز و حالش خوب نیست من هم سریع با بابایی تماس گرفتم که گفت سریع به دکتر ببرد و از طرفی با آقای دکتر هم صحبت کردم تا مطب رو ترک نکنند. .گویا عمو دکتر قطره داده بود و باید یک ساعتی خانمی نیاید چیزی نه می خورد نه می نوشید دیدم که دوباره خاله لیلا تلفن کرده که آیلا دایم بهانه آب رو می گیره گفتم با کتاب خوندن سرش رو گرم کنه تا من برسم ، وقتی که به خونه رسیدم دیدم رنگ و روی گل دختری پریده و بی حال هست و بهانه آب می گیره و از طرفی هم اصلا ا آر اس رو هم نمی خوره سریع به ا آر اس کمی ماست شیرین اضافه کردم و دوغ کردم ، خانمی کمی خورد بعد من هم اومدم کنارش داز کشیدم تا کمی بخوابه که یک دفعه دوباره حالش به هم خورد دست بابایی درد نکنه همه جا رو تمیز کرد آیلا کمی از اون وضعیت ترسیده بود آرامش کردم ولی چند بار این حالت تکرار شد تا بالاخره میزان مایعات را به 15-20 سی سی رسوندیم کم کم آرام شد . عصر تب داشت که قطره استامینوفن شروع کردم . نصف شب هم دائم تبش رو چک می کردم و تو خواب به راحتی از تب سنج استفاده می کردم چشم آیلایی به دور که اصلااجازه نمی ده . صبح حالش کمی بهتر بود ولی تصمیم گرفتم که اون روز رو پیش گل گلی باشم . ولی طول روز سر خوردن خیلی بد خلقی می کرد . عصر ماماما به دیدنش با اسباب بازی اومد و به شوق اون کمی برنج خالی خورد شب حالش خیلی بهتر شده بود و با دادا کمی بازی می کرد . تازه  آخر شب می گفت بریم غذاخوری تعجبتعجب

عمو دکتر گفته بودعلت بیماری آیلایی از غذای بیرون هستش اما در کنار اون آیلا کمی سرماخوردگی هم داشت و همگی دست به دست هم داده بودند تا حال گل مخملی ما خراب بشه . ان شا اله که هیچ وقت خنده از لبات نره

این دو تا عکس هم نصف شب وقتی دستمال رو پیشونیش گذاشته بودم انداختم

آیلای بیمار1

در خواب عمیق با تب نسبتا بالا

آیلای بیمار2

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

مامان عسل
22 اسفند 91 13:05
الهیییی عزیزم الان حال دخملمون چطوره؟


خدا رو شکر بهتره
خاله حسنا
22 اسفند 91 14:20
خاله قربونت بشه عزیزم...هیچ وقت ناراحتیت رو نبینم.... دست ماما بابا و ماماما هم درد نکنه


همچنین
زهره مامان آریان
22 اسفند 91 23:50
انشالله دیگه هیچوقت مریض نشی عزیزم
مامان فتانه
23 اسفند 91 17:46
سلام من اومدم با کلی مطلب جدید
مامان ثنا و محمد امین
26 اسفند 91 13:36
الهی که هیجوقت هیچ بچه ای مریض نباشه
مامان فرنیا
26 اسفند 91 16:03
عزیزم مریضیت را نبینم ایشالله همیشه سلامت باشی
مامان سویل
27 اسفند 91 14:02
الهییییییییییییی چی شده خاله؟؟؟نبینم مریضی عزیزم ایشالله دیگه هیچ وقت مریض نشی
مامان فتانه
27 اسفند 91 14:15
الهی گناهی انشالله زود زود خوب شی عزیزم
مامان فتانه
27 اسفند 91 14:15
سال نومي شود.زمين نفسي دوباره مي كشد.برگ ها به رنگ در مي آيند و گل ها لبخند مي زند و پرنده هاي خسته بر مي گردند و دراين رويش سبز دوباره...من...تو...ما...كجا ايستاده اييم.سهم ما چيست؟..نقش ما چيست؟...پيوند ما در دوباره شدن با كيست؟...زمين سلامت مي كنيم و ابرها درودتان باد و ...سال نو مبارك ...چون هميشه اميدوار وسال نومبارك...
مامان آرشيدا قند عسل
28 اسفند 91 11:44
بلا دور باشه ازت عزيزم اين غذاهاي بيرون هميشه منو نگران ميكنه اگه آرشيدا رو بيرون ببرم براي خوردن غذا خيلي نگرانم، چون چندين مورد شنيدم كه بچه ها بخاطر غذاهاي بيرون مريض شدن اميدوارم تنت سالم باشه گلي خانوم
مامان آرشيدا قند عسل
28 اسفند 91 11:44
پيشاپيش سال نوتون مبارك باشهههههههههه ، اميدوارم سال خوب و خوشي رو پيش رو داشته باشيد.