سرماخوردگی یا مسمومیت
شنبه ظهر خاله لیلا با من تماس گرفت که آیلا از صبح چند بار استفراغ کرده
و حالش خوب نیست من هم سریع با بابایی تماس گرفتم که گفت سریع به دکتر ببرد و از طرفی با آقای دکتر هم صحبت کردم تا مطب رو ترک نکنند. .گویا عمو دکتر قطره داده بود و باید یک ساعتی خانمی نیاید چیزی نه می خورد نه می نوشید دیدم که دوباره خاله لیلا تلفن کرده که آیلا دایم بهانه آب رو می گیره گفتم با کتاب خوندن سرش رو گرم کنه تا من برسم ، وقتی که به خونه رسیدم دیدم رنگ و روی گل دختری پریده و بی حال هست و بهانه آب می گیره و از طرفی هم اصلا ا آر اس رو هم نمی خوره سریع به ا آر اس کمی ماست شیرین اضافه کردم و دوغ کردم ، خانمی کمی خورد بعد من هم اومدم کنارش داز کشیدم تا کمی بخوابه که یک دفعه دوباره حالش به هم خورد دست بابایی درد نکنه همه جا رو تمیز کرد آیلا کمی از اون وضعیت ترسیده بود آرامش کردم ولی چند بار این حالت تکرار شد تا بالاخره میزان مایعات را به 15-20 سی سی رسوندیم کم کم آرام شد . عصر تب داشت که قطره استامینوفن شروع کردم . نصف شب هم دائم تبش رو چک می کردم و تو خواب به راحتی از تب سنج استفاده می کردم چشم آیلایی به دور که اصلااجازه نمی ده . صبح حالش کمی بهتر بود ولی تصمیم گرفتم که اون روز رو پیش گل گلی باشم . ولی طول روز سر خوردن خیلی بد خلقی می کرد . عصر ماماما به دیدنش با اسباب بازی اومد و به شوق اون کمی برنج خالی خورد شب حالش خیلی بهتر شده بود و با دادا کمی بازی می کرد . تازه آخر شب می گفت بریم غذاخوری 

عمو دکتر گفته بودعلت بیماری آیلایی از غذای بیرون هستش اما در کنار اون آیلا کمی سرماخوردگی هم داشت و همگی دست به دست هم داده بودند تا حال گل مخملی ما خراب بشه . ان شا اله که هیچ وقت خنده از لبات نره
این دو تا عکس هم نصف شب وقتی دستمال رو پیشونیش گذاشته بودم انداختم

در خواب عمیق با تب نسبتا بالا



سرماخوردگی یا مسمومیت
